الله تویی وز دلم آگاه تویی

خرید بک لینک
چند روز دیگه میشه نوزده سال، فردای روز عروسی بود و مهمونا رفته بودن و تنها شده بودیم. نشستیم رو مبل زرشکی خونه مامان اینا و برای اولین بار غیر رسمی و واقعی هم و بوسیدیم. عزوسی عجله ای یه ماهه شرش کنده شده بود و شده بودیم زن و شوهر. نه اون فکر کرده بود که 500 سکه مهریه و قبول مسوولیت شوهر شدن چه معنیی میتونه بده و نه من فکر کرده بودم که گره زدن سرنوشتم به یه جوون کم سن و سال میتونه چه عاقبتی داشته الله تویی وز دلم آگاه تویی...

ما را در سایت الله تویی وز دلم آگاه تویی دنبال می‌کنید

برچسب: سپتامبر, نویسنده: بازدید: 44 تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 16:10

یه چمدون کوچیک بستم و کیف کوله که لپ تاپ و یه مشت خرت و پرت دیگه رو توش میذارم و فردا قراره که برم بلژیک. چهار روز اونجا باشم و چهار شب اینجا. حسم اما حس مهاجرته و فقط مهاجرا میدونن که کندن از جایی که خودتو کشتی که بشه وطن دومت و رفتن چه سخته و فقط مادرا میفهمن که اگه بچه ات رو نتونی ببری چه سختتره. مگه قلب آدم چقدر میتونه زخم بخوره و بشکنه و ریز بشه، چقدر میتونه تیکه پاره بشه و هر تیکه اش یه قا الله تویی وز دلم آگاه تویی...

ما را در سایت الله تویی وز دلم آگاه تویی دنبال می‌کنید

برچسب: بلژیک, نویسنده: بازدید: 29 تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 16:10

صفحه بندی